زمانی که دستانت را در دست می‌گیرم، احساس می‌کنم گرمای وجودت به تک تک سلول‌های وجودم نفوذ می‌کند و همه‌ی ترس‌ها و نگرانی‌های من را با آرامشی لطیف فرو می‌نشاند. هر بار که نگاهم را در چشمان تو غرق می‌کنم، دنیای بیرون کم‌رنگ می‌شود و تنها تو و من در این لحظه ابدی باقی می‌مانیم. در آن دقایق جادویی، گویی تمام زیبایی‌های این عالم در چهره‌ی تو متمرکز شده‌اند و تنها نگاه به تو کافی است تا همه‌ی حس‌های زندگی را در وجودم احساس کنم.