لب‌های تو چون گل‌های بهار
رخسار تو چون خورشید روشن
چشمان تو دریای بی‌کران
موج‌های عشق در آن موج‌زنان

هر بار که در آن چشمان نگاه می‌کنم
دنیایی از لذت و عشق می‌بینم
از آن چشمان می‌بارد نور و عشق
بر روح و جان من جاری است لذت

هر بار که دست تو را می‌گیرم
حس امنیت و آرامش می‌کنم
گرمای دست تو که دل را می‌گیرد
آتش عشق را در قلبم می‌افروزد

لب‌های تو چون گل‌های بهاری
رخسار تو چون خورشید درخشان
چشمان تو دریای بی‌پایان
موج‌های عشق در آن موج‌زنان