کاش درکم می‌کردی...

کاش آن عمق نگاهم را می‌فهمیدی
و آن سوز درونی را که پنهان می‌کردم.

کاش می‌دیدی چگونه در پس این سکوت،
قلبی می‌تپد که تنها خواهان درک توست.

کاش می‌شنیدی آن نجوای آهسته را،
که پشت این فاصله ها، به سویت پرواز می‌کند.

کاش لمس می‌کردی آن دست های مشتاق را،
که برای تو به سوی آسمان دراز شده اند.

کاش درک می‌کردی آن دل مضطرب را،
که در انتظار تو، آرام نمی‌گیرد.

کاش می‌فهمیدی چه بر سر من آمده است
از این غربت و جدایی که تو نمی‌بینی.

آه، کاش درکم می‌کردی، تا شاید بدانی
چقدر محتاج درک تو هستم، و چقدر تنهام.

کاش می‌دانستی چقدر به تو وابسته ام،
و چقدر چشم به راه بازگشت توام